عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
237
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
كرد و گفت : « يا رب ! تو ناصر و نگهدار مهلب ( 111 ) باش ! و هرگز هيچ خوارى منماى او را » . و سعد را مستجاب الدعوت خواندندى ، و از بهر مهلب شمشيرى فرستاد ، و آن شمشير را فرزندان او عقب مهلب ، و از بهر تبرك نگاه همى داشتند ، و چنين گويند كه : سليمان بن محمد الهاشمى آن شمشير را از دريد بن الصمه بن حبيب بن مهلب ، به صد هزار درم بخواست و ندادش . و هر چه مهلب يافت چنين گويند : كه از بركت دعاى سعد يافت . و حكم بن عمرو به شهر مرو بمرد ، و آنجا بگور كردندش ، و نخستين اميرى از مسلمانان ( كه ) بخراسان بمرد ، و نخستين اميرى او بود ، كه از رود بلخ ، [ 1 ] آب خورد . و از پس او زياد بن ابيه ، مر عبد اللّه الليثى را بخراسان فرستاد ، و او از ياران پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم بود ، و از پس او ربيع بن الحارثى را داد اندر سنه خمسين ، و ربيع بخراسان آمد بمرو ، و هياطله [ 2 ] را هزيمت كرد ، و هم آنجا بمرد . و اندر سنه احدى و خمسين مردمان بادغيس و گنج [ 3 ] روستا مرتد شدند . پس شداد [ 4 ] بن خالد الاسدى بر ايشان تاختن آورد ، و قومى را بكشت ، و تنى چند را برده كرد . پس معويه فرمود : تا آن بردگان را باز دادند از جهت عهد را ، و نخستين برده كه بخراسان دادند آن بود [ 5 ] .
--> [ ( 1 - ) ] شايد مقصد درياى آمو باشد . [ ( 2 - ) ] شرح اين كلمه گذشت ( پاورقى ص 101 ) . [ ( 3 - ) ] هر دو : كج ؟ معرب آن كنج رستاق و ناحيت وسيعى بود بين بادغيس و مرو رود كه بعشور و پنجده در آن واقع و تا هرات دو منزل فاصله داشت ( مراصد 3 ر 1180 ) . [ ( 4 - ) ] هر دو : سداد ؟ [ ( 5 - ) ] ب : بازدادند آن بود ؟